أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )

مقدمه 17

الفتوح ( فارسي )

( 1 ) ديد چرا ياقوت حموى وى را نزد اهل حديث به ضعف نسبت مىدهد . آيا در جملهء « كان شيعيا و هو عند اهل الحديث ضعيف » رابطه‌اى ميان اجزاى جمله هست ؟ نويسنده‌اى چنين دقيق و باريك بين و محقّق ، همان به گناه شيعه بودن ، بايد ضعيف شمرده شود ؟ اينكه تعصبات مذهبى همواره - حتّى در ميان محقّقان و نويسندگان - مايهء تهمت زنى بوده قابل انكار نيست . آيا آنچه مرحوم محمّد پروين گنابادى در شرح حال ياقوت حموى مىآورد ، نمىتواند يكى از انگيزه‌هاى قضاوت منفى حموى دربارهء ابن اعثم انگاشته شود ؟ « وى در ضمن اين سفرها با دانشمندان و محدّثان و قاريان و ديگر عالمان ديدارها كرده و از محضر آنان سودها برگرفته و گاه نيز به مناظره و بحث مىپرداخته است . صاحب معجم المطبوعات [ ( 7 ) ] مىنويسد : وى به علّت مطالعهء برخى از كتابهاى خوارج تعصّب شديدى بر ضد على عليه السّلام داشت ؛ چه ، معتقدات خوارج سخت در ذهن وى ريشه دوانيده بود . از اين رو هنگامى كه در سال 613 در دمشق بود با يكى از علويان كه به مهر على تعصّب داشت ، مناظره مىكرد و ميان آن دو سخنانى رد و بدل شد كه نسبت دادن آنها به على ( ع ) ناروا بود . بدين سبب مردم آن شهر به مخالفت شديد با وى برخاستند و نزديك بود به كشتن وى دست يازند ، امّا ياقوت از بيم جان از آنجا گريخت و در حال بيم و هراس سخت به حلب رفت و از آنجا هم شهر به شهر مىگشت تا به خراسان رسيد . » [ ( 8 ) ] ابن اعثم شاعر به طورى كه از متن كتاب حاضر و ديگر منابع تاريخى و ادبى بر مىآيد ، ابن اعثم ، شاعر نيز بوده و اشعارى چند از او به يادگار مانده است . وى در بعضى از مطالب كتاب ، بنا به موقعيت قضايا و حوادث تاريخى ، ابياتى چند با عنوان « لمؤلفه » به متن افزوده است كه حكايت از تبحرّ و دقّت نظر وى دارد . علاوه بر اينها ، ياقوت دو بيت شعر زير را كه ابن اعثم براى ابو الحسن بن سلّامى بيهقى انشاء كرده ، آورده است :

--> [ ( 7 ) ] معجم المطبوعات العربية و المعربة ، يوسف اليان سركيس ، 1928 مصر ، ج 2 ، ص 1941 . [ ( 8 ) ] برگزيدهء مشترك ياقوت حموى ، ترجمهء محمّد پروين گنابادى ، ص 9 ، به نقل راهنماى كتاب ( سال 19 ، ش 4 - 6 ، ص 457 ) ، مقالهء محمّد حسين روحانى .